روش چند حسی فرنالد vakt
خانم دکتر گریس فرنالد کار خود را در مدرسه ای آغاز کرد که در سال 1921 به عنوان مدرسه ضمیمه ی دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس تاسیس شده بود وگروهی از اساتید و دانشجویان در آن به تحقیق و مطالعه درباره ی دانش آموزان با انواع اختلالات مشغول بودند. با آمدن خانم فرنالد دانش آموزان این مدرسه به تدریج از میان دانش آموزانی انتخاب شدند که دارای هوش متوسط یا بالاتر بودند اما در یک یا چند زمینه ی درسی به ویژه خواندن و هجی کردن ناتوانی شدید داشتند. پس از سالها مطالعه خانم فرنالد در سال 1943 مقاله ی تحقیقی خود را که بیانگر روش چند حسی او بود منتشر کرد.
گزارش شده است که این روش در برخی از دانش آموزان بسیار موفق بوده است. دانش آموز حروف را ترسیم می کند (لامسه-جنبشی) به آنها نگاه می کند (دیداری) حروف را با صدای بلند می گوید (صوتی) و آن چه را می گوید می شنود (شنیداری) به این دلیل به این روش تکنیک2VAKT (دیداری، شنیداری، جنبشی، لامسه ای) نیز گفته می شود.
مراحل روش چند حسی فرنالد VAKT:
در این روش به کودکان داستانهای خاصی که ویژه هر کدام از آنهاست گفته و آنقدر تکرار می شود که آنرا خوب یاد بگیرند. بنابراین، دانش آموز دارای یک خزانه لغات انتخابی خواهد بود. در این روش کودکان لغت را می گویند، لغت نوشته شده را می بینند، روی آن با انگشت دست می کشند و آنرا ردیابی می کنند، لغت را با استفاده از حافظه خود می نویسند، دوباره لغت را می بینند و آن را با صدای بلند برای معلم خود می خوانند. این روش چهار مرحله را در یادگیری ایجاد می کند:
مرحله1ـ معلم لغت را روی تابلو یا کاغذ می نویسد، کودک با چشم لغت را ردیابی می کند، بعد آنرا با تماس نوک انگشتانش ردیابی می کند و هر قسمت از آن را ردیابی کرد می گوید. این کار آنقدر تکرار می شود تا کودک بتواند لغت را بدون نگاه کردن به اصل آن بنویسد. به عبارت دیگر، کودک به طور کامل و یکپارچه به لغت نگاه می کند، نام آنرا می گوید و بعد آنرا پاک می کند یا به کناری می گذارد و کودک آنرا با استفاده از حافظه اش می نویسد. در فرایند خواندن کلمات و عبارت ها حافظه بینایی آموزش می بیند. آنگاه کودک لغت را در متن داستانی که از تجربیاتش گرفته شده، می نویسد. سرانجام داستان تایپ می شود و کودک داستان تایپ شده را می خواند.
مرحله2ـ هنگامی کودک به این مرحله می رسد که دیگر نیازی به ردیابی لغات جدید ندارد. دراین مرحله دانش آموزان قادر هستند لغات را بوسیله ی خود لغات، هنگامیکه معلم آنها را می نویسد یاد بگیرند. آنها به نوشتن لغات با استفاده از حافظه و خواندن متن تایپ شده آنچه نوشته اند ادامه دهند.
مرحله3ـ در این مرحله دانش آموز لغات چاپی را اول برای خود تکرار می کند سپس آنها را می نویسد و بدین ترتیب آنها را یاد می گیرد. حالا کودک یاد گرفته مستقیماً از طریق لغات چاپ شده آنها را یاد بگیرد. بسیاری از کودکان سرانجام توانایی عطف توجه اجمالی به یک لغت، تکرار آن یک یا دو بار برای خودشان و سپس نوشتن آن بدون نگاه به مدل اصلی را پیدا می کنند. به عبارت دیگر آنها حافظه بینایی برای لغات را بهبود و تکامل بخشیده اند. در این مرحله کتابهایی به آنها معرفی می شود.
مرحله4ـ در این مرحله کودک قادر است لغات جدید را بخاطر شباهت آنها به لغاتی که قبلا یاد گرفته شناسایی کند. حالا کودک به مرحله ی تعمیم لغات شناخته شده به لغات جدید رسیده است. معلم مواد خواندنی کافی برای کودک فراهم می کند تا او بتواند مفاهیم لازم برای باز شناسی لغات جدید را ایجاد کند، ایجاد و تکمیل یک خزانه ی لغت خواندن و درک و فهم معنی گروهای لغات هنگام خواندن هر متن جدید از ویژگیهای این مرحله هستند.
نکات قابل تأمل در این روش:
دکتر فرنالد ابراز می دارد که قبل از شروع برنامه ترمیمی و آموزشی با استفاده از روش چند حسی، لازم است یک نکته اساسی و چند پیشنهاد مورد تو جه قرار گیرد.
نکته اساسی این که دانش آموزان با اختلالات یادگیری در مدارس عادی شکست های متعددی را تجربه کرده اند، به همین سبب آنها دچار ضعف در اعتماد به نفس هستند. توجه به این نکته و تلاش در جبران آن با استفاده از روش «شرطی شدن مجدد مثبت» و رعایت پیشنهادات زیر موفقیت برنامه آموزشی چند حسی را بیشتر می سازد.
1ـ از جلب توجه کودک به شرایطی که باعث تشدید هیجانات او می گردد پرهیز شود.
2ـ از به کار بردن روشهایی که قبلا بر کودک آزمایش شده و فایده ای نداشته است امتناع گردد.
3ـ از ایجاد شرایطی که در آن دانش آموز دچار دستپاچگی می گردد پرهیز شود.
4ـ از توجه مستقیم به ناتوانی کودک در انجام فعالیت ها جلوگیری شود.
5ـ کلمه و همچنین موضو ع داستان توسط کودک انتخاب شود، تا انگیزه یادگیری در او بیشتر شود.
6ـ تعقیب کلمه نوشته شده با انگشت بسیار ضروری است.
7ـ کودک باید در حالی که کلمه را با انگشت خود تعقیب می کند و یا آن را می نویسد، آن را با صدای بلند تلفظ کند.
روش دکتر فرنالد از سال 1920 در مورد کودکان و بزرگسالانی که هوش بهنجار دارند ولی دچار مشکلات حاد در یادگیری خواندن هستندبه کار رفته است. بسیاری از متخصصان از این روش با ایجاد تغیییراتی، نظیر حذف ردیابی در مرحله 1 استفاده کرده اند؛ استفاده از این روش در طول سالیان دراز ثابت کننده ی اعتبار آن برای بعضی کودکان است.