کاربرد اثر پیگمالیون در تدریس

اثر پیگمالیون

 

 

متن فیلم کاربرد اثر پیگمالیون در تدریس :

ماجرا ازآنجایی شروع می‌شود که یک پادشاه یونانی به نام پیگمالیون (که افسانه اازآنجا گرفته‌شده) شروع به ساختن مجسمه یک زن می‌کند. بعد اتفاقاً این مجسمه فوق‌العاده زیبا و دلنواز می‌شود. شب و روزهایی که با این مجسمه کار می‌کرده است تا آن را بسازد، یک ارتباط قلبی با آن گرفته بود. مدام به آن می‌گفت: ” آی مجسمه تو چقدر زیبایی! تو چقدر خوبی! تو چقدر فوق‌العاده‌ای !” کم‌کم عاشق آن می‌شود. آن‌ مجسمه هم که دیگر مجسمه نیست آن‌هم دل دارد، مجسمه هم عاشق می‌شود. بعد از خداوندگار خودشان می‌خواهند تا روحی به مجسمه ببخشد. آن مجسمه زنده می‌شود و خوب و خوش باهم ازدواج می‌کنند.

و این اثر تلقین خیلی مؤثر است.

آقایی به نام رابرت رازنتال با همکاران خودشان یک آزمایشی انجام دادند. از گروهی از مخاطبین (دانش آموزان) تست IQ گرفتند. IQ هایشان به دست آمد، نتایج را یادداشت کردند و رفتند به معلمان دروغ گفتند. به‌دروغ گفتند فلانی و فلانی و فلانی خیلی IQ هایشان بالاست.

حالا آن سه نفر را چطوری انتخاب کرده بودند؟ شانسی! اصلاً طبق نتایج تحقیقشان و نتایج تست IQ نبود. سه چهار نفر را رندمی گفتند که این‌ها خیلی IQ دارند. بعد معلمان آمدند در کلاس با همه یک‌جوری صحبت می‌کردند، به آن‌ها که می‌رسیدند می گفتند این چه IQ یی دارد.

مثلاً می‌خواستند درس بپرسند ، جناب آقای IQ شما بفرمایید. به بقیه می‌گفت خوب تو بگو. حالا به IQ که رسید، ساکت، جناب آقای IQ می‌خواهند صحبت کنند.

وقتی مشکلی پیش آمد، IQ عزیزم مشکلی نیست. دیگر همین‌گونه به او تلقین کردند: تو خاصی، تو خاصی، تو خاصی…

پایان دوره آموزشی دوباره تست IQ گرفتند. فکر می‌کنید چه اتفاقی افتاد؟ همان آدم‌های متوسط و متوسط به پایین، امتیاز تست IQ شان به‌شدت افزایش پیدا کرد. به خاطر چه چیز؟ به خاطر تلقین و تلقینی که انجام می‌شد.

سواد عاطفی چیست؟ و چه کاربردی در تدریس دارد؟

 

سواد-عاطفی
 

سواد عاطفی emotional literacy چیست؟

تعریف‌های متفاوتی از سواد عاطفی شده است. برخی سواد عاطفی را هم‌معنی و یا زیرمجموعه‌ای از هوش هیجانی می‌دانند. تعریف علمی سواد عاطفی آن به این صورت است:

توانایی اندیشیدن، تشخیص دادن، اداره کردن، دریافتن و انتقال عواطف خود به‌طور مناسب

ما به‌وسیله‌ی سواد عاطفی درک می‌کنیم که این عوامل چگونه تفکر، اعمال و مناسبات ما را شکل می‌دهند.

سواد عاطفی بیشتر در حوزه‌های روانشناسی خانواده و مدیریت کاربرد دارد ولی در این مقاله می‌خواهیم تأثیر سواد عاطفی بر تدریس را بگوییم.

سواد عاطفی یک بخش جدا و برنامه‌ریزی‌شده در حوزه‌ی آموزش نیست. بلکه با تمام ارکان سیستم آموزشی، فرد و جامعه گره‌خورده است؛ و در هرلحظه به آن نیاز داریم تا درک درستی از موقعیت داشته باشیم.

 

 

چرا سواد عاطفی مهم است؟

در دنیای امروز انگار وقت برای عاطفه و فکر کردن در رابطه با احساسات نیست. گاهی اوقات از بروز احساسات می‌ترسیم و گاهی اوقات احساساتمان را به‌صورت غیرواقعی بروز می‌دهیم.

 

به این مثال دقت کنید:

مادر یک دانشجو به‌تازگی فوت کرده است؛ و دانشجویان به احترام این دانشجو لباس مشکی پوشیده‌اند و برگه‌ی تسلیت هم به دیوار کلاس زده‌اند (یعنی هر استادی وارد کلاس شود متوجه فوت مادر این دانشجو می‌شود)

استاد اول: بدون اینکه به حالت غیرعادی کلاس واکنش نشان دهد شروع به تدریس می‌کند.

استاد دوم: به‌شدت تحت تأثیر شرایط قرار می‌گیرد و درس را به‌کلی تعطیل می‌کند.

به نظر شما کدام‌یک از این دو استاد سواد عاطفی داشتند؟

به نظر من هیچ‌کدام!

سواد عاطفی یعنی درک درستی از موقعیت داشته باشیم و واکنش عاطفی مناسبی نشان دهیم و اگر خیلی احساساتی و مهربان باشیم و یا خیلی سخت و خشن یعنی سواد عاطفی نداریم.

استاد اول حداقل باید خودش را کمی همراه کلاس می‌کرد و تسلیت می‌گفت و استاد دوم نباید اصل کلاس را به بهانه‌ی فوت مادر یکی از شاگردان تعطیل می‌کرد.

 

 

ارسطو می‌گوید:

“عصبانی شدن آسان است؛ همه می‌توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب – آسان نیست!”

 

 

ما باید قبول کنیم که عواطف و احساسات همان‌قدر که مهم هستند گمراه‌کننده هم هستند. حواس پنج‌گانه‌ی ما فقط طیف بسیار کمی از علائم و امواج محیط را دریافت می‌کنند و معمولاً با خطا همراه هستند.

 

برای همه‌ی ما پیش‌آمده است که یک درخت در فاصله‌ی دوردست را انسان تصور کردیم، یا صدای گربه را با صدای کودک در حال گریه اشتباه گرفته‌ایم. حتی پس دریافت اطلاعات محیطی ممکن است تحلیل‌های غلطی روی آن داشته باشیم.

 

نقش پیشینه‌های ذهنی در گمراهی عاطفی

گمراهی عاطفی در نقطه‌ی مقابل سواد عاطفی است. در مثال قبل پیشینه‌های ذهنی دو استاد تا حدودی قابل پیش‌بینی است شاید استاد اول با خودش فکر می‌کرده که این یک نقشه برای فرار از درس است و تصمیم گرفته کلاس را ادامه دهد و شاید استاد دوم در همان لحظه یاد فوت مادر خودش افتاده و نتوانسته خودش را کنترل کند و دستور تعطیلی کلاس را داده است.

 

 

سواد عاطفی و احساسات ناب و واقعی

اگر در بروز احساسات افراط‌وتفریط نکنیم می‌توانیم احساسات ناب و واقعی از خودمان بروز دهیم. مخاطبان ما به‌راحتی متوجه بروز احساسات مصنوعی می‌شوند. خنده‌های مصنوعی، حرکت‌های انگیزشی مصنوعی و در کل ادا درآوردن نشانه‌ی نبود سواد عاطفی است.

 

 

چگونه سواد عاطفی را کسب کنیم؟

 

اگر در خانواده‌ی طبیعی تربیت‌شده باشیم

بزرگ شدن در خانواده‌ای سرشار از احساسات ناب انسانی و پر از عشق و محبت به افراد کمک می‌کند تا در آرامش کامل و به‌صورت ناخودآگاه به بلوغ عاطفی برسند. این افراد از سواد عاطفی بالایی برخوردار هستند و معمولاً ازدواج‌های موفقی دارند و در ارتباط برقرار کردن با سایرین مشکلی ندارند.

اما بزرگ شدن در خانواده‌ی پرمحبت برای همه امکان‌پذیر نیست. پس دو مرحله‌ی کسب سواد عاطفی را می‌گوییم

 

 

اول شناخت احساسات و عواطف

ما باید احساسات و عواطف دیگران و خودمان را بشناسیم. برای شناخت عواطف خودمان می‌توانیم کارهای زیر را انجام دهیم

  • هر شب‌کارهای خوب و بدمان را یادداشت کنیم و از آن‌ها درس بگیریم
  • از دیگران بخواهیم نظرشان را در رابطه با ما بگویند
  • از روانشناسان کمک بگیریم یا از تست‌های روانشناسی استفاده کنیم (مثلاً آزمون بررسی میزان عصبانیت مدرسان)
  • کتاب‌هایی در زمینه‌ی شناخت احساسات مطالعه کنید

اما برای شناخت عواطف دیگران یکی از راه‌ها تست کردن است؛ یعنی شما مقداری کنترل‌شده احساسات بروز دهید و منتظر پاسخ باشید. آدم‌ها واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند؛ و فقط یک انسان با سواد عاطفی بالا می‌تواند درک و تحلیل درستی از رفتارها داشته باشد. البته برای شناخت شاگردانتان می‌توانید مقاله‌ی آیا نیاز است زندگی شخصی دانش آموزان باخبر باشیم را مطالعه کنید

 

 

دوم کاربرد این احساسات و عواطف

 

بعدازاین که عواطف و احساسات و تأثیرات آن‌ها را شناختیم باید از آن‌ها استفاده کنیم. از بروز احساسات پاک انسانی در کلاس نترسیم. می‌توانید از جملات زیر در کلاس استفاده کنید

  • من شمارا دوست دارم
  • از بودن در کنار شما لذت می‌برم
  • مدتی که از هم دور بودیم دلم برای شما تنگ‌شده بود
  • در این هوای خوب بودن در کنار آدم‌های خوبی مثل شما خیلی لذت‌بخش است
  • و ….

و علاوه بر این اصل همدلی را به‌عنوان اصل اساسی در تدریس در نظر بگیرید.سواد عاطفی

بروز احساسات به صورت هوشمندانه و همدلی راز موفقیت مدرسان آینده هستند

 

نقش بازی در یادگیری – تاثیر بازی در یادگیری

78

در این مقاله به بررسی نقش بازی در یادگیری بر اساس مطالعات علمی که بر روی مغز صورت گرفته است می‌پردازیم (با تصرف و تلخیص کتاب مغز و آموزش نوشته‌ی اریک جنسن) و در انتها سه بازی قابل اجرا در مدارس و محیط های آموزشی را پیشنهاد می کنیم.

نقش بازی در یادگیری :

دانشمندان سال‌ها تصور می‌کردند که کار مخچه فقط تنظیم حرکات بدن است ولی بعدها مشخص شد که مخچه در یادگیری هم نقش مهمی دارد.

دانشمندانی به نام هنریتا لاینر[۱] و آلن لاینر[۲] بر مخچه تمرکز داشتند و اکتشافات مهمی  کردند. آن‌ها متوجه شدند ک1h2j1hj2g1h2j1gه:

مخچه تنها یک‌دهم حجم مغز را اشغال کرده است، اما بیش از نصف تعداد نورون‌های مغز را در خود جای‌داده است. مخچه حدود ۴۰ میلیون رشته‌ی عصبی دارد، یعنی چهل برابر بیشتر از دستگاه عصبی بسیار پیچیده‌ی بینایی!

این رشته‌ها نه‌تنها اطلاعات قشر مخ را داخل مخچه می‌کنند، بلکه آن‌ها را به قشر مخ بازمی‌گردانند. اگر این ارسال منحصر به عملکرد حرکتی بود، پسر چرا ارتباطی چنین قدرتمند در هر دو جهت در تمام نواحی مغز توزیع‌شده است؟

رابرت دو[۳] عصب‌شناس دانشگاه پورت لند، ثابت کرد که حرکت و تفکر باهم ارتباطی نزدیک دارند. مخچه‌ی یکی از بیماران او آسیب‌دیده بود و شگفت‌آور این بود که عملکرد شناختی‌اش(یادگیری و تفکر) دچار مشکل شده بود. بدین ترتیب دیگر کسی نتوانست ارتباط بین حرکت و تفکر را انکار کند.

اما حرکت و بازی چه اهمیتی در یادگیری دارد؟

محرک‌های داخل تارهای عصبی، از مخچه به بقیه‌ی قسمت‌های مغز، ازجمله سیستم بینایی و قشر حسی، پس‌وپیش می‌شوند. این کنش‌ها به حفظ تعادل، تبدیل تفکر به عمل و هماهنگی حرکات کمک می‌کند. به همین علت است که بازی‌هایی چون تاب خوردن، غلت خوردن که حرکت گوش داخلی را تحریک می‌کنند بسیار ارزشمندند.

پیتر استریک[۴] ارتباطی دیگر کشف کرد. کارکنان او، مسیری را از مخچه به بخش‌هایی از مغز یافتند که در حافظه، توجه و درک فضایی نقش دارد. جالب آن‌که

آن بخش از مغز که حرکت را پردازش می‌کند، همان بخشی است که یادگیری را پردازش می‌کند.

درواقع تحقیقات کلاسی، بالینی و زیست‌شناختی بنیادینی وجود دارد که از این نتیجه حمایت می‌کنند و همه بر این باورند که بین تفکر و حرکت رابطه‌ی تنگاتنگی وجود دارد.

پرسیکات[۵] نشان می‌دهد که اگر حرکات ما دچار مشکل شدند، مخچه و ارتباطات آن با مناطق دیگر مغز لطمه می‌بینند. او می‌گوید مخچه در رفتار پیچیده‌ی عاطفی (هوش عاطفی) نیز دخیل است. آزمایش‌های وی با موش این نتایج را نشان دادند. موش‌هایی که مخچه‌شان نقص داشت، در آزمون ماز (هزارتو) ضعیف‌تر از بقیه‌ی موش‌ها عمل کردند.

بسیاری از محققان این نکته را تأکید کرده‌اند که هماهنگی حسی – حرکتی در آمادگی برای مدرسه، بسیار ضروری است. در تحقیقی که در سیاتل واشنگتن انجام گرفت، دانش آموزان کلاس سوم مفاهیم هنرهای زبانی را از طریق حرکات موزون آموختند. گرچه ی نمره‌ی خواندن دانش آموزان در آن ناحیه ۲ درصد کاهش داشت، اما نمره‌ی افرادی که در حرکات موزون شرکت کرده بودند، طی شش ماه ۱۳ درصد افزایش یافت. این حرکات عبارت بودند از: چرخیدن، سینه‌خیز رفتن، غلت زدن، تکان خوردن، ورجه‌ورجه کردن، اشاره کردن و حرکات یکسان. لیل پالمر[۶] از دانشگاه ونیونا، افزایش توجه و تقویت خواندن را درنتیجه‌ی این فعالیت‌های تحریک‌کننده اثبات کرده است.

چرا شاگردان دوست دارند صندلی را روی دوپایه‌ی عقب نگه‌دارند؟

دیوید کلارک[۷] نشان داد که بعضی فعالیت‌های خاص چرخشی، منجر به هوشیاری، توجه و آرامش در کلاس می‌شود. دانش‌آموزانی که صندلی خود را روی دوپایه‌ی عقب آن حرکت می‌دهند، اغلب مغز خود را با حرکتی تحریکی می‌کنند که فعال‌کننده‌ی دهلیز نیز هست.  این عمل گرچه فعالیت امنی نیست، اما برای مغز خوب است. ما باید دانش آموزان و دانشجویان را به فعالیت‌هایی وادار کنیم که ایمنی بیشتری دارند.هر زمان مشاهده کردین که شاگردانتان حرکات تعادلی انجام می دهند یعنی خسته شده اند و با این کار دارند مغز خود را هوشیار نگه می دارند. پس وقت آن است که کاری کنید تا بدن آن ها حرکت کند.

در ادامه چند بازی مناسب برای کلاس را معرفی می‌کنیم

 

بازی‌های مناسب برای کلاس:

پانتومیم

دانش آموزان به گروه‌های دونفری تقسیم می‌شوند و هر نفر باید برای نفری بعدی به‌وسیله‌ی پانتومیم به سؤالات زیر پاسخ دهد:

  1. امروز چه هدفی دارم
  2. برای رسیدن به هدفم باید چه‌کارهایی انجام دهم
  3. چرا برایم مهم است که امروز به اهدافم برسم

 

استفاده از بدن به‌جای واحد اندازه‌گیری

معلمان می‌توانند به‌جای واحدهای اندازه‌گیری مرسوم از اعضای بدن استفاده کنند (برای ایجاد تنوع) مانند مثال‌های زیر:

  1. ارتفاع این کمد چند وجب است؟
  2. وزن این جعبه چه کسری از وزن بدن شماست؟

 

مناظره با حرکت

  1.  در یک فضای بزرگ مثلاً حیات مدرسه، نمازخانه یا سالن ورزشی سه مکان مشخص کنید؛ مانند شکل
  2. مکان‌های مشخص‌شده را به این صورت نام‌گذاری کنید: ۱-موافقم ۲-مخالفم ۳- مطمئن نیستم
    بازی
  3. مسئله‌ای چالش‌برانگیز مطرح کنید. مثلاً: رفتار روی قیافه تأثیر دارد. آدم‌های خوشگل خوب‌اند و آدم‌های زشت بد.
  4. افراد با توجه به اینکه موافق باشند، مخالف باشند یا مطمئن نباشند در هرکدام از محل‌ها قرار می‌گیرند. ممکن است در موضوعی ۳ مخالف باشند و ۱۷ نفر موافق، اشکالی ندارد قرار نیست به‌صورت مساوی در هر قسمت تقسیم شوند
  5. نفر اول هر گروه دلیل موافقت، مخالفت یا عدم اطمینان خود را می‌گوید. سپس نفر دوم هر گروه و این کار به‌نوبت انجام می‌گیرد و تمام افراد باید دلیلی داشته باشند
  6.  پس از پایان صحبت هر نفر، خود آن شخص و بقیه‌ی افراد می‌توانند نظرشان را عوض کنند مثلاً از گروه موافق به گروه مطمئن نیستم بروند

در این بازی هرکس که قدرت استدلال بهتری داشته باشد می‌تواند نظر دیگران را عوض کند و بر روی دیگران تأثیر بگذارد. این بازی برای پی بردن به قدرت متقاعدسازی و افزایش هوش اجتماعی بسیار مناسب است و چون با حرکت و هیجان همراه است توجه بسیاری را جلب می‌کند جذاب است.

نکات مهم در این بازی:

  • فقط شخصی که نوبت اوست می‌تواند صحبت کند و بقیه باید صبورانه گوش کنند و خارج از نوبت اظهارنظر نکنند.
  • نقش استاد یا معلم فقط هدایت کردن بحث، نظم دادن و نتیجه‌گیری در انتها است. (گاهی اوقات به علت اختلاف زیاد نمی‌شود به نتیجه‌ی جامعی رسید که عیبی ندارد چون هدف این بازی افزایش هوش اجتماعی است که به آن دست پیداکرده‌ایم)
  • معلم یا استاد نباید نظر خود را تحمیل کند. همه باید آزادانه صحبت کنند.
  • فاصله‌ی افراد نباید زیاد دور از هم و یا زیاد نزدیک به هم باشد با توجه به تعداد افراد و فضا، فاصله‌ی مناسب را انتخاب کنید.
  • اگر در حالت عادی در مدیریت کلاس مشکل‌دارید و اقتدار کافی ندارید این بازی را به کمک همکاران ماهرتر انجام دهید.

 


 

[۱] Henrietta leiner

[۲] Alan Leiner

[۳] Robert Dow

[۴] Peter Strick

[۵] Prescott

[۶] Lyelle Palmer

[۷] David Clarke

 

تمرین هایی پیشنهادی برای تقویت دقت و تمرکز

کودک بیش فعال و شیطان

فرق کودک بیش‌فعال با شیطان چیست؟


تازه وارد مهمانی شده‌اید که کوچولویتان شروع می‌کند از سر و کله میزبان بالا رفتن. یک جا بند نمی‌شود و مدام وسط حرف دیگران می‌پرد. یکی از مهمانان به کنایه به شما می‌گوید باید فرزندتان را نزد روان‌پزشک ببرید، چون احتمالاً بیش‌فعال است.


اما آیا واقعاً فرزند شما چنین مشکلی دارد یا این تنها یک ویژگی رفتاری است که در اصطلاح به آن شیطنت گفته می‌شود. حالا وقت آن است که نگاه دقیق‌تری به این مشکل بیندازید تا از سوءتفاهم درباره فرزندتان پیشگیری کنید.

بیش‌فعالی چیست؟

این اختلال، یکی از اختلالات شایع و در عین حال با تشخیص سخت برای پزشکان است. اختلال بیش‌فعالی، بیماری پیچیده‌ای است و اغلب تشخیص داده نمی‌شود. درباره کودکی که با چنین اختلالی تشخیص داده می‌شود، سه علامت را نباید از یاد ببرید که شامل پرتحرکی، کمبود توجه و تمرکز و در نهایت اعمال تکانه‌ای (کارهای ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی) است.

زمانی که پزشک بتواند جزئیات لازم را از والدین و مدرسه به دست آورد، می‌توان معیارهای لازم را در نظر گرفت. علائم اختلال بیش‌فعالی- کم‌توجهی باید در بیشتر از یک مکان دیده شود، مثلاً خانه و مدرسه و البته اینکه برای چند ماه این علائم بروز کند. داشتن شش علامت یا بیشتر، از علائم اختلال کم‌توجهی یا بیش‌فعالی است که باید دست‌کم شش ماه وجود داشته باشد تا بتوان گفت کودک بیش‌فعال است.

علائم بیش فعالی

تعدادی از علائم مربوط به بیش‌فعالی و اختلال توجه و تمرکز، شامل موارد زیر است:

- کودک غالباً با دست‌هایش بازی می‌کند و در جایش می‌لولد.

- کودک معمولاً کلاس را ترک می‌کند.

- غالباً می‌دود یا می‌پرد.

- اغلب بازی یا فعالیت‌هایش، پر سر و صداست.

درباره کودکی که با چنین اختلالی تشخیص داده می‌شود، سه علامت را نباید از یاد ببرید که شامل پرتحرکی، کمبود توجه و تمرکز و در نهایت اعمال تکانه‌ای (کارهای ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی) است.

- به نظر می‌رسد کودک همیشه در حال حرکت است.

- زیاد صحبت می‌کند.

- از توجه به جزئیات، ناتوان است.

- اغلب قادر به پیگیری دستورات یا اتمام کارها نیست.

- اغلب وسایل خود را گم می‌کند.

آیا ممکن است کودک شما بیش‌فعال باشد؟

برای کودکی با اختلال بیش‌فعالی- کم‌توجهی، انجام برخی رفتارها ممکن است سخت‌تر باشد. حال بهتر است این سۆال‌ها را از خودتان بپرسید:

- آیا زمانی که از کودکتان می‌خواهید کاری انجام دهد، مشکلی در شنیدن دارد؟

- آیا او نسبت به دیگر کودکان، سریع‌تر هیجان‌زده می‌شود؟

- آیا خانه شما در زمان غذا خوردن، به خواب رفتن، شستن دندان‌ها و دیگر کارها، به میدان جنگ بدل می‌شود؟

- آیا معلم شما نسبت به رفتار کودک شما در مدرسه نگران است؟

- او زود تمرکزش را از دست می‌دهد و فراموش‌کار است؟

این بچه‌ها مغزشان متفاوت است!

اختلال بیش‌فعالی- کم‌توجهی، یک بیماری عصبی-رفتاری است، با دو مۆلفه:

بیش‌فعالی و بی‌توجهی یا نداشتن تمرکز. برخی از این کودکان، به صورت واضح فعالیت زیادی دارند و برخی هم توانایی تمرکز ندارند، اما بیشتر آن‌ها هر دو مشکل را با هم دارند. این بچه‌ها مغز ماشین فراری را دارند، اما با ترمز دوچرخه! ذهن آن‌ها در حال مسابقه است، اما نمی‌توانند در زمان لازم، سرعتشان را کم کنند.

اسکن‌های متعدد نشان می‌دهد که بخشی از مغز کودکِ دچار اختلال که به کنترل رفتار کمک می‌کند، موجب تمرکز می‌شود و آنچه نیاز به انجام آن دارد را طبقه‌بندی می‌کند، کمی کوچک‌تر است. علاوه بر این، انتقال‌دهنده‌های عصبی شیمیایی مغز مانند سروتونین، دوپامین و نوراپی‌نفرین که پیام را از یک قسمت مغز به قسمت دیگر می‌فرستند، در آن‌ها دچار کمبود است؛ بنابراین برای مثال، اگر معلم یک آموزش 5 مرحله‌ای به کودک بدهد، او ممکن است تنها بتواند دو مرحله اول را انجام دهد و توالی کارهای بعدی را از دست بدهد.

دلیل بیش‌فعالی معلوم نیست

بیشتر مطالعات نشان می‌دهد که اختلال بیش‌فعالی، موروثی است. اما در سال‌های اخیر، تحقیقات از ارتباط این اختلال با مواد سمی محیطی مانند بیس‌فنول A و فتالات (مهم‌ترین مواد در تولید مواد آرایشی، پلاستیک، پرده حمام) و همین‌طور حشره‌کش‌ها خبر می‌دهد. این علم، بسیار جدید است و تحقیقات همچنان باید ادامه پیدا کند. کودکان نسبت به مواد سمی محیط، حساس هستند و باید نسبت به مواجهه آن‌ها با این مواد دقت شود. چندین دلیل دیگر برای ابتلای کودک به اختلال بیش‌فعالی می‌توان در نظر گرفت که از جمله می‌توان به ژنتیک، آسیب کوچک مغزی در زمان تولد یا حتی استرس و نگرانی دوران بارداری اشاره کرد.

هیچ آزمایشی وجود ندارد که با انجام آن بتوان گفت کودک دچار بیش‌فعالی است. اما اغلب پزشکان با تاریخچه خانوادگی، جزئیات پرسش‌هایی که انجام می‌دهند و بررسی رفتار کودکان و میزان اهمیت آن بر اساس سن و سال او، سعی می‌کنند تشخیص صحیح را داشته باشند

چطور تشخیص بدهیم؟

در اختلال بیش‌فعالی- کم‌توجهی، معدل سنی می‌تواند از 2 یا 3 سالگی باشد. در 2 سالگی، پزشکان به دنبال یافتن علائم هستند و هرچه زودتر این نقص تشخیص داده شود، زودتر می‌توان مداخله کرد. اما در اغلب موارد تا زمانی که کودک به سن مدرسه نرسیده که نیاز به توجه و نشستن طولانی‌مدت داشته باشد، این اختلال قابل تشخیص نیست. بچه‌های باهوشی که نشانه‌های ضعیفی دارند، ممکن است سال‌ها علائم را داشته باشند تا دوره آموزشی مدرسه که باید برنامه منظم،‌ چند منظوره و مدیریت زمان انجام دهند و اینجاست که دچار مشکل می‌شوند.

دختران، فرق دارند

پسران سه برابر دختران در معرض این اختلال هستند و به طور معمول، دختران 5 سال بعد از پسران تشخیص داده می‌شوند. دختران بی‌نظم و ساکت، کمتر به چشم می‌آیند، حتی اگر اختلالشان به اندازه پسران باشد. بی‌توجهی و نادیده گرفتن موضوعات پیرامون، از علائم اختلال در دختران مبتلا به بیش‌فعالی است. در پسران به جای آن، انجام و بروز حرکات و رفتارهای متفاوت و غیرمنطقی بدون انگیزه قبلی و برنامه عاری از فکر، انتظار می‌رود. در دوران دبستان، دخترانی با اختلال بیش‌فعالی، کودکانی کم‌دقت یا بی‌دقت هستند، همچنین در آموختن مهارت‌های آموزشی و حل مسائل، ضعیف بوده و به جزئیات و موضوعات محیط پیرامون خود توجه ندارند، کمتر توجه می‌کنند و با تمام کردن کارها مشکل دارند؛ اما آن‌ها معمولاً پرخاشگر نیستند. دختران قرار نیست کیف مدرسه‌شان را در زمین بازی جا بگذارند یا دفتر مشقشان کثیف باشد.

تشخیص، سخت است

هیچ آزمایشی وجود ندارد که با انجام آن بتوان گفت کودک دچار بیش‌فعالی است. اما اغلب پزشکان با تاریخچه خانوادگی، جزئیات پرسش‌هایی که انجام می‌دهند و بررسی رفتار کودکان و میزان اهمیت آن بر اساس سن و سال او، سعی می‌کنند تشخیص صحیح را داشته باشند. با صحبت کردن با کودک، والدین و معلمان و اگر لازم باشد مادربزرگ و پدربزرگ و اقوام پزشکان می‌توانند تعیین کنند علائم با توجه به سن کودک، متناسب است یا مشکل جدی وجود دارد. آن‌ها باید عواملی مانند عصبانیت، اختلال یادگیری،‌ افسردگی، طلاق یا بیماری یکی از اعضای خانواده را هم در نظر بگیرند.

درمان دارویی برای کدام بچه‌ها لازم است؟

دارودرمانی به همراه روان‌درمانی و تغییراتی که در زندگی روزانه کودک ایجاد می‌شود، می‌تواند شرایط را بهبود دهد. داروها زمانی که با رفتاردرمانی همراه شوند، می‌توانند پرخاشگری و بی‌توجهی کودک را به میزان زیادی بهبود دهند. دارودرمانی زمانی پیشنهاد می‌شود که تعداد علائم کودک بر اساس سنش مشخص شود و تنها زمانی از دارو استفاده می‌شود که کودک واقعاً نیاز داشته باشد.

در کودکانی که علائم متوسط تا شدید این اختلال را دارند، دارودرمانی، کمک‌کننده است. در علائم خفیف‌تر، معمولاً از مشاوره‌درمانی استفاده می‌شود؛ اما دارویی که برای یک کودک کارساز بوده است، نمی‌تواند برای دیگری هم همان نتیجه را داشته باشد. به همین دلیل، پزشکان نظارت زیادی بر کودک دارند تا بتوانند ترکیب مناسب را پیدا کنند. مشخص نیست چرا، اما کودکانی که در یک سن خاص، دارویی را تحمل نمی‌کنند، ممکن است چند سال بعد به خوبی به همان دارو جواب بدهند.

منبع: مجله سیب سبز

نظریه پنجره شکسته

ساختمان خالی از سکنه‌ای را در کنار یک خیابان پر رفت و آمد، در حالی که شیشه‌ یکی از پنجره‌هایش شکسته است تصور کنید. مشاهده‌های علمی نشان می‌دهد که اگر پنجره شکسته ظرف مدت کوتاهی، تعمیر نشود، عابران این پیام را از ساختمان می‌گیرند که کسی نگران ساختمان نیست و نظارتی وجود ندارد. پس شیطنت شروع می‌شود و پنجره‌های سالم ساختمان مورد هدف قرار می‌گیرند و ساختمان تغییر شکل می‌دهد و البته ادامه این روند می‌تواند منجر به ورود میهمانان ناخوانده به ساختمان بی‌صاحب شود و آثارش از سطح به عمق نفوذ کند. اتفاقی که در اشکال مختلف شاهد آن بوده‌ایم
توصیف فوق خلاصه‌ای است از یک نظریه جرم شناسی به نام «پنجره شکسته». نظریه‌ای که در دهه هشتاد و نود میلادی به کمک شهردار نیویورک آمد تا جرم‌خیزترین مترو جهان را که شهر زیرزمینی خلافکاران و اشرار به حساب می‌آمد سر و سامان بدهد. شهرداری نیویورک، در اولین اقدام خود به بازسازی واگن‌های مترو پرداخت و دستور داد تا واگن‌هایی که طی روز با اسپری رنگ، نوشتن یادگاری و... آسیب می‌بینند، شبانه از خط خارج شوند و تاصبح روز بعد رنگ‌آمیزیو تعمیر‌شده وبه خط برگردند.
در واقع همه اینکارها یک پیغام داشت : حواسمان به همه چیزهست و هیچ خلافی رو تحمل نمی کنیم واین چنین شد مترو ناامن نیویورک تبدیل به یکی از امن ترین متروهای جهان شد .
اکنون استفاده از تئوری پنجره شکسته در زندگی شخصی،تربیت کودک و تجارت و کسب و کار،کارایی دارد.
پنجرههای شکسته رو بیابیم و تعمیر کنیم مطمئن باشید اوضاع بهتر خواهد شد.
پنجرههای شکسته کار وزندگی ما کجاها هستند؟؟
 
تاحالا بهش فکرکردین؟؟؟
 

تلنگر

پیام تبریک


                                 فرارسیدن سال نو بر دوستداران بالندگی و تعالی مبارک باد

 

سال نو می شود، زمین نفسی دوباره می کشد، جوانه ها می رویند.

برگ ها به رنگ در می آیند و کودکان لبخند می زنند.
 
رویش سبز هستی نوید بخش حیات و معاد است.

دراین رویش سبز و جلوه گاه اراده الهی؛ فرصت تلاش و همراهی امان را قدر می دانیم.

به شکرانه بودن و حرکت در مسیر شدن؛ به کودکان سرزمین عزیز اسلامی امان سلام می کنیم و بر
 
 دوستداران بالندگی

و تعالی درود می فرستیم.

امید که در سال جدید بتوانیم با ایفای نقش خود مخلوقات موثرتری باشیم.


روز و روزگارتان خوش و پرثمر

جواد کدخدائی